![]() |
||
|
دلم سخت گرفته و هرچی نفس عمیق می کشم، غم و نگرانی سنگین ناشی از شرایطی که توش گرفتار شدم، از روی دلم تکون نمی خوره. مدتها بود که در شرایط سخت گرفتار نیامده بودم و انگار فنون مبارزه و پایداری را فراموش کرده ام. سخت با خودم کلنجار می روم شاید خودم، ذهنم و بدنم را بیدار کنم و به جنب و جوش وادارم. دانشجوی خارجی گاه به مرز بردگی نزدیک می شود و من انگار هنوز هم نمی خوام به این واقعیت بردگی و تحقیر شدن تن در دهم. بعضی روزها غمگینم و دلم می خواهد که ایران باشم و بعضی روزهای دیگر خوشحالم که ایران نیستم. امروز از جمله روزهای دسته ی دوم بود: محکومیت عماد ... ترور دو استاد دانشگاه ... آلودگی هوا ... و البته احضاریه های جدید!
پی نوشت: دارم آرام آرام تلاش می کنم که نوشتن را از سر بگیرم. وقایع روزانه (1) خیلی جالب است! همه آنهایی که در نظرسنجی مجله تایم شرکت کردهاند، میدانند که 200 چهره از سرتاسر جهان انتخاب شده بودند تا با رای کاربران، برترین چهره سال انتخاب شود. همچنین، رای دهندگان به موسوی دیدهاند که در این لیست، شمارهی لیست میرحسین موسوی، 190 بوده است. (+) همانطور که شماره لیست معمر قذافی 7، زهرا رهنورد 148 یا شیرین عبادی 145 بوده است. این هم نتایج نهایی نظرسنجی که موسوی در آن اول شده است: + امروز که در دکه روزنامه فروشی خیابان قائممقام داشتم تیتر روزنامهها را میخواندم، با این خبر حیرتانگیز مواجه شدم: گاف سیا در حمایت از آقای تقلب ! در ابتدای این خبر آمده است: «سازمان سیا در عملی ناشیانه میرحسین موسوی را از جایگاه صد و نودم یک نظرسنجی به رتبه اول ارتقاء داد. در حالی که در آخرین نتیجه نظرسنجی مجله تایم درباره 200 چهره مشهور دنیا در سال 2010، موسوی در جایگاه صد و نودم- زیر بنیامین نتانیاهو نخست وزیر رژیم صهیونیستی- قرار داشت، این مجله در مدت چند ساعت ناگهان او را به عنوان موثرترین چهره دنیا معرفی کرد!» این هم عکس صفحه اول کیهان امروز: + در حالی که داشتم به این موضوع فکر میکردم که واقعاً کیهان درباره شعور مردم چه فکر کرده است، و اینکه چه سوتی عظیمی کیهان داده است، مرد مسنی را دیدم که کیهان خرید و از کنارم عبور کرد. به سرعت خودم را بهش رساندم تا به نمونهای از اراجیف بیپایه و اساس مطبوعهای که خریده است، اشاره کنم. همین که لب تر کردم، سریع ایستاد و روزنامه را باز کرد و صفحه دومش را آورد و گفت که این اخبار ویژه را هم میخوانی؟ گفتم صد البته. گفت: ببین من روی کیهان تعصب دارم و ... . من هم برایش ماجرای شماره لیست و اینها را گفتم. گفت من چون ندیدهام، نه تایید میکنم نه تکذیب. اما اگر شجاعت داری، خودت زنگ بزن بهشون بگو، این هم شمارهاش. (من ماندهام که چه سودی نصیب من میشود یا چه تاثیری دارد که زنگ بزم به حاج حسین تا سوتی تابلویش رو گوشزد کنم!) از آنجایی که گفتم در این نظر سنجی به موسوی رای دادهام، شروع کرد به خائن نامیدن موسوی و اینکه مثل سگ پشیمان شده است که به خاتمی رای داده است و از این داستانها. مکالمهی ما چند دقیقه دیگر هم از جنس همان مکالماتی که این روزها در کوچه خیابانها بین این طرفیها و آن طرفیها صورت میپذیرد، در ارتباط با همین مسائل خط امام، اینها ادامه پیدا کرد. اما نکته قابل توجهش این بود که این مرد مسن، چنان عصبی بود و تند تند فحش میداد و از تعصبش به کیهان سخن میگفت که تو گویی من بایستی تحت تاثیر این شخصیت عمیقش قرار میگرفتم و از شجاعتش میترسیدم و با او هم عقیده میشدم که موسوی خائن است. راستی، چه ضربالمثلی مصداق این گاف بزرگ روزنامه کیهان است؟ (تکمله: این روایت هیچ ارتباطی به قضاوت در مورد اینکه نظرسنجی مذکور و اول شدن موسوی مفید بوده است یا خیر، ندارد. این خود داستان دیگری است.)
نسبت طلائی احمدینژاد به هنگام توضیحات در تلویزیون درباره حضور زنان در کابینه، اشاره به حضور ۵٠ زن در میان ٣١٣ نفر اصلی امام زمان کرد. کاری به صحت و سقم حرفهایش ندارم. از سوی دیگر، در خبرها آمده است که اگر هر کدام از ٣ وزیر زن این احمدینژاد رای نیاورد، وی باز هم زنان دیگری را به عنوان جایگزین معرفی خواهد کرد. ماشین حساب را برداشتم. نسبت ۵٠ به ٣١٣ میشود: ٠.١۵٩٧ اگر این عدد را در ٢١ (تعداد وزرا) ضرب کنیم، میشود: ٣.٣۵ . اگر این عدد را گرد کنیم به نزدیکترین عدد صحیح، میشود: ٣ تعداد وزرای زن معرفی شده نیز برابر ٣ میشود. نتیجهگیری را بر عهده شما دوست عزیز میگذارم. البته ناگفته نماند که این انگار فراتر از انتظار فرج است!!! اندر باب ازدواج! دکتر غلامعلی افروز - روانشناس - بعضی صبحها در شبکه چهار صحبت میکند. موضوعات صحبتش درباره تربیت فرزند، ازدواج و اینجور چیزها است. مواردی پیش آمده که وقتی مادرم در حال گوش دادن است و صدایش به من هم میرسد، آنقدر صحبتهایش جالب میشود که من هم میروم پای صحبتش. از جمله امروز که دو نکته جالب و البته به نظر من، درست را میگفت. جالب از این نظر که بخشهای سنتی و حتی مشاوران و روانشناسان سنتی نیز کمتر چنین حرفهایی را برمیتابند. البته خود دکتر افروز این حرفها را حاصل بیش از ٣ دهه کار فشرده میداند.
اگر فرصت داشته باشم، برنامه هفتگی حجتالاسلام دهنوی را هم میبینم. برخی حرفهایش برایم جالب است. اما انصافاً دکتر افروز عملیتر است. کلاً «چیز» دیگری است. اگر حرف رجانیوز را باور کنیم، چه میشود؟ بعضی وقتها چنان تابلو واقعیت را تحریف میکنند، که آدم باورش نمیشود اینقدر تحریف بزرگ باشد. در مورد سخنان آیتالله صانعی و جنجالهای پشت سرش (از جمله اینکه میگویند ایشان باید 80 ضربه شلاق بخورد) دو نکته عرض میکنم. قبل از ذکر اینها، دو پاراگراف مورد بحث از سخنان ایشان را (که پشت سر هم نبوده است) عیناً از رجانیوز نقل میکنم و سپس، نکاتم را میگویم. از شما نیز خواهشمندم که اگر استدلالهایم را منطقی یافتید، این ایمیل را پخش کنید. (اگر هم نه، لطفاً ایرادش را بگویید) «یک آقایی گفت ما یک آقایی داریم که عوامفریبی ها زیاد شده است. مردم بازایان آگاه شدند. امام مردمی ساخته است که کلاه سرشان نرود. گفت ما یک آقایی داریم که مرتب امام زمان را می بیند که چپق می کشد، قلیان می کشد، سیگار می کشد بیا ببرمت سراغ آن آقا که با آن آقا تماس داشته باش. ول کن این آقا را. چه کار داری با حجت الاسلام و المسلمین گفت باشه این آدم زرنگی بود گفت بروم از خودش بپرسم بعد بیام برویم. آمد سراغ خود آن شخص. گفت شما امام زمان را می بینید گفت این حرفها چیه؟ کی من امام زمان را می بینم کی توجه داشتم به این حرفها من کجا دیدم. گفت: ابداً محال است. برگشت به آن مرید گفت که دیدی که تو گفتی امام زمان را می بیند من رفتم سراغ خودش گفت نه من امام زمان را نمی بینم گفت: اشتباه شما هم همین است. همین حرف هایی که می خواهند سر ما کلاه بگذارند، دیگر گذشت، دیگر نمی توانند. عوامفریبی می کنند بعضی از این آقایان. گفت بله امام زمان را می بیند از حرامزادگی اش دروغ می گوید. (خنده حضار) این هم مطلب دوم.» چند پاراگراف بعد، آخر سخنان: «نکته آخر اینکه آقایان مسئله اتحاد اتحاد بین مسلمانان است می گویند چرا اختلاف بهوجود آوردید ظالم و مظلوم همیشه اختلاف دارند. راه اتحاد بین مسلمین را آقای بروجردی اعلام کرده است بعضیهایش را من کلک می دانم قبول هم نمی کنم دانشمندان اهل سنت هم قبول نمی کنند و می گویند کلک می زنید. آیت الله واعظ زاده خراسانی بحثی دارد آقای بروجردی قدس سره مرجع علی الاطلاق وقت جامع الاحادیث شیعه بنویسد برادران اهل سنت ما به مسلمانان اینگونه می نگریم. آیت الله واعظ زاده خراسانی که جزء اصحاب نویسنده آن کتاب بود می فرمود که کتاب الطهاره را ما نوشتیم روایات شیعه را جمع کردیم روایات از کتب اهل سنت را هم جمع کردیم رسیدیدم به کتاب الصلاة یک مقدار از کتاب الصلاة را هم نوشتیم یکدفعه دیدیدم که آقازاده آقای بروجردی آمد که گفت که آقا می فرماید که تمام این روایاتی که از اهل سنت نقل کردید خط بزنید و پاک کنید که ما هم مجبور شدیم و پاک کردیم و جامع الاحادیث شیعه شد روایت شیعه. بعد یک روز آقا محمد حسن آمد گفت می دانید چرا آقا فرمودند خط بزنید گفتیم نه! گفتند این قدر فشار آوردند به آقای بروجردی که تو داری تشیع را از بین می بری، آقای بروجردی از فشار ترس عوامفریبان مرتجعان مجبور شد که روایات اهل سنت را خط بزند. بابا روایات اهل نست را نوشتن تشیع را از بین نمی برد تشیع با این از بین می رود که بگویند آخوندهایش دزدند. این تشیع را از بین می برد. در مقابل 200میلیون بگوید که آخوندها بچه هایشان دزدند خودشان هم دزدند 30 سال دزدی شده است. این چه حکومت تشیعی است که 30 سال دزدی شده است؟ تازه حالا فهمیدند حالا البته پول و دلارها می رود ترکیه و تکذیب می شود من نمی دانم. به هرحال تشیع را نسبت دزدی می برند، اینها افترا است اینها تعزیر دارد حق ندارد به یک کس معلومی بگوید آقا تو دزدی! آن هم در مقابل 200 میلیون بیننده! مگر کسی حق دارد هر حرفی را بزند. بله کلی مانعی ندارد. یک عده ای در نظام دزدی کرده اند. بروید ببینید اما این افترا این تعزیر دارد گوبنده اش اگر سوگند خورده است در مجلس که احترام مردم را حفظ کند حنث قسم کرده است. چون می دانید در مجلس در مقابل قرآن به خدا سوگند می خورند این هم کفاره دارد هم حنثش معصیت کبیره است. آن وقت دوباره روز از نو روزی از نو. گفت از حرامزادگی اش است دروغ می گوید والا امام زمان را می بیند. والسلام علیکم و رحمة الله و برکاته.» نکته اول: در متن بالا، به قسمتی که سبز کردهام توجه فرمایید. آیتالله صانعی بیان میدارند که آنهایی که میخواهند عوامفریبی کنند، اینگونه سخن میگویند. به قبل و بعد قسمت سبز رنگ دقت کنید! حال چگونه ممکن است که خود آیتالله صانعی بعداً بیاید و به همان شکل و سبکی که نکوهش می کنند، سخن بگویند! نکته دوم: (برهان خلف) بیایید فرض کنیم که ادعای رجانیوز و جهاننیوز و روزنامه جوان و ... درست است. یعنی آیتالله صانعی فرمودهاند که احمدینژاد حرامزاده است. ( از مقایسه جملات دو پاراگراف، عیان است که اشاره آیتالله به همان حکایت است. متن را هم که از رجا نیوز آوردهام) برای بررسی، اجازه دهید به شخصیتهای آن حکایت، اسم بدهم. به آن فرد فریبکار، «یارمراد» اسم دهیم. مرادش را نیز «مراد» نامگذاریم. به آن شخص زرنگ نیز «صادق» بگوییم. حال وقتی آیتالله پس از بیان چند انتقاد از احمدینژاد، جمله قرمز رنگ را بیان میدارند، یا به کنایه چنین سخن میگویند یا اینکه نظر خودشان را میگویند. اگر به کنایه سخن میگویند که بدیهی است نظر خودشان را نمیگویند. بلکه میگویند عوامفریبان چنین سخن میگویند و به اینگونه توجیه میکنند. اما اگر سخن خودشان باشد (که رجانیوز چنین میگوید)، آنگاه مصداق «یارمراد» در داستان مذکور میشوند. «یارمراد» معتقد است که «مراد» امام زمان را میبیند. امام زمان نیز چپق و سیگار میکشد و ... ! علاوه بر این، «مراد» را نیز بسیار قبول دارد که به صادق توصیه میکند به جای حجتالاسلام، پیش او برود. آیا آیتالله صانعی، «مراد» (احمدینژاد) را قبول دارد؟ آیا آیتالله صانعی معتقد است که امام زمان چپق میکشد؟ آیا آیتالله صانعی معتقد است که «مراد» امام زمان را میبیند؟ اگر رجانیوز معتقد است که آیتالله صانعی چنین گفته است، به طور منطقی باید معتقد باشد که آیتالله صانعی چنین درباره امام زمان میاندیشد و البته احمدینژاد (مرجع ضمیر) را نیز بسیار قبول دارد!!! و این یک تناقض بدیهی و آشکار است. رجانیوز معتقد است مرجع ضمیر به احمدینژاد برمیگردد و واقعاً چه اعتقاد خندهداری!!!!!!!! به قول آیتالله: همین حرف هایی که می خواهند سر ما کلاه بگذارند، دیگر گذشت، دیگر نمی توانند. عوامفریبی می کنند بعضی از این آقایان. آیا در انتخابات؟ از فردای انتخابات تا به امروز، چند مرتبه نظرم نسبت به بحث تقلب در انتخابات، تغییر و تحول داشته است. آنچه الآن معتقدم، حاصل شواهد و دلائل و مشاهدات متنوعی در طول یک ماه پس از انتخابات بوده است. اما اجازه دهید که خلف وعده کنم و مشروح آنها و جمعبندی را در اینجا نیاورم. چرا که این وبلاگ به اسم بنده است (!) و همه میدانند که حکم رئیس جمهوری تنفیذ شده است. لذا همه باید تبعیت کنیم. والسلام. توضیح واضحات: این وبلاگ بایستی در زمینههای غیر سیاسی به فعالیت خود ادامه دهد. |
||
|
|